مطهر بن محمد جمالى يزدى

52

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

و هركه يك شكنبهء روباه همه بخورد هرگز از طعام سير نشود . پيه : هركه پيه روباه در دست و پاى مالد سرما او را زيان نكند . و اگر بگدازند « 1 » و به گوش چكانند درد گوش بنشاند . پيه او با مغز سر خرگوش بر جايى اندايند كه موى نباشد برآيد ، و اگر باشد برد موى را . هركه پيه روباه بر پيشانى مالد خوابش نبرد . پيه روباه با روغن سوسن چون بگدازند « 2 » و با پاره‌اى پنبه در گوش نهند ، سود دارد درد گوش را و درد دندان را . زهره : زهرهء روباه بينبويند « 3 » هم در ساعت خواب بر وى غلبه كند . و اگر نيكوتر زرى بگدازند و در زهرهء روباه افگنند ، تباه شود و به كار نيايد . / 61 / و اگر زهرهء او به شير پرورند و خشك كنند و كسى را كه درد زهار بود قدرى از آن طلا كنند شفا يابد . و اگر بخورند با قدرى تخم خيارين « 4 » درست شود . مغز : مغز او هركجا كه بمالند موى برآرد . دندان : دندان روباه از كودك بياويزند دندان او بىدرد برآيد ، و صرع ببرد . و اگر دندان او ( راست ) از گوش بياويزند درد گوش ببرد . و دندان او ، چون راست ( بر راست ) و چپ بر چپ خداوند درد دندان بياويزند سود دارد . گوشت : گوشت او با دوشاب نيك بپزند تا پخته شود ، پس هركه را درد بندها باشد به خويشتن اندر مالد درست شود . و اگر كسى گوشت او بخورد بادها بشكند و معده قوى كند . قضيب : اگر كسى را درد سر كند قضيب [ b 324 ] روباه ازو بياويزند درد ساكن شود . شش : شش روباه خشك كنند و بسايند و با يك درمسنگ چوب رز بر قضيب كنند

--> ( 1 ) . اصل : بگذارند . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . م : بويد ، پ 140 : ببويد . ( 4 ) . كذا در اصل ، م و پ 140 : تخم خيار و تخم بادرنگ ، پ 161 : تخم خيار بادرنگ .